بهینه سازی مصرف انرژی

مشاوره و خدمات بهینه سازی مصرف انرژی با بهینه سازان

بهینه سازی مصرف انرژی

مشاوره و خدمات بهینه سازی مصرف انرژی با بهینه سازان

بهینه سازی مصرف انرژی یک اختیار نیست، «یک الزام» است!

بهینه سازی مصرف انرژی

شرکت بهینه سازان صنعت و ساختمان شریف، به ارایه‌ی خدمات بهینه سازی مصرف انرژی می‌پردازد. ممیزی انرژی و طراحی بهینه، ایجاد مجموعه‌های سبز و معماری پایدار و حل مسایل خرد و کلان انرژی از دیگر خدمات ماست.

تبلیغات

به اعتقاد ما ثبت دماهای بی‌سابقه در اهواز ریشه در انتقال آب میان حوضه‌ای دارد. به زبان بسیار ساده، اگر آب سرزمینی کم شود، ظرفیّت آن سرزمین برای جذب گرما کم می‌شود و در ازای دریافت حرارت برابر دمای آن بیشتر افزایش می‌یابد.

اگر می‌خواهیم با اعلام شاخص آلودگی هوا شرایط را پایش کنیم و برای اعمال محدودیت بر تردد یا کار تصمیم بگیریم، بدیهی است در یک شهر اعلام میانگین شاخص‌های آلودگی ایستگاه‌های مختلف کار درستی نیست. بلکه عدد حداکثر باید اعلام شود. چون نمی‌شود برای شهر محله به محله تصمیم گرفت!

موضوع دیگر این است که میانگین هرگز شاخص درستی نیست. فرض کنیم در یک شهر فقط دو ایستگاه داریم اگر یکی عدد 180 و دیگری 20 را نشان دهد و ما میانگین را اعلام کنیم عدد 100 به عنوان شاخص اعلام خواهد شد. حالا اگر ایستگاه اول عدد 105 و ایستگاه دوم عدد 95 را نشان دهد و باز هم شاخص نهایی محصول محاسبه‌ی میانگین باشد باز هم عدد 100 به عنوان شاخص اعلام می‌شود. این مثال بسیار ساده نشان می‌دهد که اعلام میانگین شاخص‌های مختلف به عنوان شاخص اصلی نمی‌تواند وضعیت نابسامان هوا را به درستی نشان بدهد.

 

منبع: https://www.ted.com/talks/suzanne_simard_how_trees_talk_to_each_other

کارت به کارت

شما 31 حساب مختلف دارید

در بانک‌های مختلف

با نرخ‌های بهره‌ی مختلف

که هر روز عوض هم می‌شوند

شما به دنبال سود بیشتر هستید

هر روز

پول‌هایتان را کارت به کارت می‌کنید

از این حساب به آن حساب

از آن حساب به این حساب

هر بار مبلغی کارمزد کسر می‌شود

وقتی هم برای کارت به کارت کردن گرفته می‌شود

یک سیستم حسابداری

با یک کارمند

برای شما حساب می‌کند که کدام حساب‌ها چه قدر پول دارند

با این همه تمهید

ثروت شما در حال کاسته شدن است

زیرا کارمزدها و اجرت‌ها از سود‌ها بیشتر شده‌اند

این است حکایت انتقال آب میان حوضه‌های آبریز مختلف در کشور

کارمزد کارت به کارت همان تبخیر و جذب ناخواسته‌ی تحمیل شده است

و اجرت کارمندان همان پولی است که به جای بهینه‌سازی کشاورزی صرف زیرساخت‌های انتقال آب می‌شود

دریای خزر شوری آب معینی دارد که برای ادامه‌ی حیات آبزیان و تعادل در منطقه لازم است. اساساً شوری آب دریاچه‌ها با هم فرق دارد چون به منبع‌های بزرگتر متصل نیستند. دریای خزر یک دریاچه است و از آنجا که بزرگترین دریاچه‌ی جهان است دریا نامیده می‌شود. اگر قرار باشد آب را از یک دریاچه کم کنیم مشکلات زیادی بروز می‌کند از جمله:

الف. ورودی و خروجی آب دریاچه به هم می‌خورد و دریاچه پس روی خواهد داشت. این امر حیات سواحل و گردشگری را تحت تأثیر قرار می‌دهد و دلتاها که محل بسیار مناسبی برای رشد و تعالی طبیعت هستند را از بین می‌برد.

ب. اگر آب را برای مقاصدی ببرند که نمک آن مازاد باشد، قرار است چه اتفاقی برای آن نمک بیفتد؟ نمک را اگر خدای نکرده به همان دریاچه برگردانیم و بر شوری آب اثر بگذاریم که با عنایت به محدود بودن دریاچه قطعی است، مؤثرترین اقدام را در جهت نابودی منابع طبیعی و حیات انسان‌ها انجام داده‌ایم. تغییر شوری دریاچه‌ی خزر (دریای کاسپین) موجب نابودی آبزیان، نابودی صنعت شیلات شمال کشور، از دست رفتن غذا و گسترش بیش از پیش فقر در کشور می‌شود. از طرف دیگر شوری مازاد، لاجرم در منطقه منتشر خواهد شد و پوشش گیاهی آسیب جدی خواهد دید. باید به این نکته‌ی مهم نیز اشاره کرد که آبی که شورتر است تبخیر کمتری خواهد داشت و در نهایت میزان بارندگی شمال کشور و درنتیجه رشته کوه البرز و پوشش گیاهی دامنه‌های شمالی و جنوبی آن نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.

اگر از بدبختی‌هایی که قطعاً در اثر اجرای این طرح برای دریای مازندران اتفاق می‌افتد بگذریم. باید ببینیم این طرح چه معایب دیگری دارد:

در حالی که در جاهایی که آب هست به علل مختلف کشاورزی در حال اضمحلال و نابودی باشد، انتقال آب به کویر چه کمکی می‌کند؟ چرا باید آب را به جاهای جدید انتقال دهیم که هم با تغییر الگوی مصرف آب در مناطق کویری ـ که امری بدیهی و قطعی است ـ مصرف آب کل کشور را بالا ببرد (که قطعاً برای کشور ما مضر است) و هم با تبخیر بی حساب و کتاب آب را که با مشقت زیاد در اختیار گرفته‌ایم بر باد دهیم.

چند سؤال دیگر هم می‌توان پرسید:

اگر قرار باشد انتقال آب به کویر کمک کننده باشد، چرا اوّل مشکل سیستان و بلوچستان را حل نمی‌کنیم؟ چرا برای توسعه‌ی کشاورزی در جایی که روزی انبار غلّه‌ی ایران بوده است از دریای عمان آب نمی‌آوریم ؟ اگر قرارداد‌های رژیم ستم‌شاهی باعث عدم ورود آب هیرمند به استان سیستان و بلوچستان شده است و امروز کل استان در خاک عزای آن نشسته است و علاوه بر تعطیل کشاورزی، مشکل آب آشامیدنی و گرد و خاک مردم شریف این استان را به ستوه آورده است، چرا ما از دریاهای آزاد برای این استان آب تأمین نمی‌کنیم.

چرا آب را از استان‌های پر آب کشور به استان‌های دیگر انتقال می‌دهیم و آن قدر افراط می‌کنیم که استان مبدأ خود به مشکل بخورد؟

چند سؤالی که در سطور فوق پرسیده شد ناظر به این است که اگر انسان خود را محق می‌داند این قدر در طبیعت دخالت کند چرا نمی‌خواهد پروژه‌ها را از کم مشکل ترین به پر مشکل‌ترین اولویت بندی کند؟ این امر مطالبه‌ی زیادی است؟