بهینه سازی مصرف انرژی

مشاوره و خدمات بهینه سازی مصرف انرژی با بهینه سازان

بهینه سازی مصرف انرژی

مشاوره و خدمات بهینه سازی مصرف انرژی با بهینه سازان

بهینه سازی مصرف انرژی یک اختیار نیست، «یک الزام» است!

بهینه سازی مصرف انرژی

شرکت بهینه سازان صنعت و ساختمان شریف، به ارایه‌ی خدمات بهینه سازی مصرف انرژی می‌پردازد. ممیزی انرژی و طراحی بهینه، ایجاد مجموعه‌های سبز و معماری پایدار و حل مسایل خرد و کلان انرژی از دیگر خدمات ماست.

تبلیغات

دپارتمان آب و انرژی لس آنجلس طی هفته گذشته از سیستم جدیدی برای حفاظت از کمیت و کیفیت آب شهری پرده برداشت و این سیستم جدید چیزی نیست جز هزاران توپ مشکی رنگ که قرار است روی سطح مخازن آب غوطه ور شده و مانع بخار آب شوند.

روز دوشنبه، ۲۰ هزار توپ مشکی رنگ دیگر، که هر کدام ابعادی در حدود یک گریپ فروت دارند به درون مخزن آبی در سیلمار کالیفرنیا ریخته شدند تا سطح مخزن ۱۲ میلیارد لیتری به طور کامل توسط ۹۶ میلیون توپ مشکی رنگ پر شود.

نقش این کره های مشکی رنگ که «توپ سایه» لقب گرفته اند بسیار ساده است. با قرار گرفتن اجسام پلاستیکی که نسبت به دیگر مواد قدرت انتقال گرمای کمتری دارند، میزان بخار آب و تبخیر به شدت کاهش می یابد. در حقیقت، حضور توپ ها این امکان را می دهد تا به میزان ۱٫۱ میلیارد لیتر از تبخیر آب به صورت سالیانه جلوگیری شود.

از ۱۵ سال پیش تاکنون، کالیفرنیا با بحران خشکسالی و کم آبی روبرو بوده و براساس گزارش ها و محاسبات، چنین رویدادی طی ۱۲۰۰ سال اخیر بی سابقه بوده است. در ماه آپریل، جری براون، فرماندار کالیفرنیا اعلام داشت با کاهش ۲۵ درصدی مصرف آب در سراسر ایالت، قصد دارد این مشکل را تا حدودی مدیریت کند.

میزان آبی که توسط این توپ ها ذخیره می شود، می تواند میزان آب آشامیدنی سالانه ۸۱۰۰ انسان را شامل شود. البته اگر فکر می کنید این راه احمقانه به نظر می رسد و هزینه گزافی روی دوش مقامات کالیفرنیا گذاشته، سخت در اشتباه هستید.

هزینه تولید هر توپ ۳۶ سنت بوده و هر راه دیگری مثل ساخت روکشی عظیم، هزینه ای بیش از ۳۰۰ میلیون دلار بر گردن فرماندار کالیفرنیا می گذاشته. توپ ها علاوه بر اینکه از تبخیر جلوگیری می کنند، مانع انجام فعالیت های شیمیایی در آب های کلر دار شده و همچنین امکان رویش جلبک نیز بسیار کاهش می یابد.

منبع فارسی: دیجیتانو

منبع اصلی: Newscientist

 

بالاخره انتظارها تمام می‌شوند. گرد و خاک دارد روی گربه‌ی وطن اثر می‌گذارد. از غرب خبر می‌رسد جنگل‌های خشک و خاک گرفته راحت می‌سوزند و سهم گرد و خاک این است که باعث خشکی بیشتر می‌شود. گرد و خاک در هوا بسیار مخرب است. بررسی عدد خسارت ناشی از گرد و خاک خود موضوع بسیاری از پژوهش‌ها است.

اما چرا نمی‌توانیم یا بهتر بگوییم نتوانسته‌ایم؟! هر چه هست آب در ایران نایاب نیست. جمعیت هم که دوبرابر و سه برابر نشده است، پس مشکل کجاست؟

به نظر نویسنده‌های این متن مشکل در بخشی نگاه کردن پدیده‌ها است. برای مثال همه به مزیت‌های انتقال آب فکر می‌کنند اما کمتر به این نکته توجه می‌شود که در کشوری با دما و آفتاب ایران مقدار قابل توجهی آب تبخیر می‌شود.

کمبود آب (که عمدتا ریشه در انتقال بیش از حد و تبخیر و بهره‌برداری بی رویه برای مصارف کشاورزی دارد) منجر به ضعف منابع حامی جنگل‌ها و مراتع می‌شود. باتلاق‌ها، تالاب‌ها و دریاچه‌ها رو به خشکی می‌روند، خشکی اینها منجر به ایجاد گرد و خاک بیشتر می‌شود. چون هم خاک بیشتری در معرض باد قرار می‌گیرد و هم قدرت جذب گرد و خاک توسط باتلاق ها، تالاب‌ها و دریاچه‌های خشک شده برابر صفر است.

گرد و خاک اما خود مصرف آب را زیاد می‌کند. مصرف آب شهری و روستایی در اثر گرد و خاک بیشتر می‌شود. فرآورده‌های کشاورزی در اثر گرد و خاک آسیب دیده و تولید کم می‌شود. برای جبران کمبود تولید آب بیشتری مصرف خواهد شد.

شهر‌ها با حضور بیشتر گرد و خاک به نواحی بد آب و هوا متمایل تر می‌شوند. برای جبران این پدیده فضای سبز شهری گسترش می‌یابد، این امر نیاز به آب را بیشتر می‌کند.

نیاز به آب بیشتر در مناطق خاص (شهرهای بد آب و هوا شده) نیاز به انتقال آب میان حوضه‌ای ایجاد می‌کند و انتقال آب میان حوضه‌ای یعنی تبخیر و کمبود آب بیشتر.

...

 

بدیهی است آفتاب و آب خوب در کنار خاک جاصلخیر منجر به تولید محصولات خوب می‌شود. حالا فرض کنید یک جا که آفتاب و خاک خوب دارد ولی آب ندارد آب را به آنجا بیاوریم و مصرف کنیم و محصولات کشاورزی تولید کنیم. بعد این محصولات را صادر کنیم و احساس کنیم برای کشورمان درآمد زایی کرده‌ایم. بعد در مجموع کشور آب کم بیاوریم در گوشه‌ی دیگری آب را با قیمت بالا وارد کنیم! طوری که در نهایت ضرر کرده باشیم.

به جملات زیر توجه کنید:

«نایب‌رئیس مجلس شورای اسلامی اضافه کرد: کشاورزی باید علمی و با بهره‌وری بالا صورت گیرد. به عنوان مثال دو سال قبل در کرمان همایشی برای بررسی روند تولید پسته در 50 سال گذشته برگزار شد و عنوان گردید که در این مدت به قیمت امروز با مصرف 40 میلیارد دلار آب 20 میلیارد دلار پسته از کرمان صادر شده است؛ حال دیگر تکلیف خیار و خربزه و ... روشن است»

منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931218000090

باید جلوی این کارها گرفته شود. هنر نیست که خیال کنیم آب در زیر زمین است و ما با سوراخ کردن زمین به آب می رسیم! آن آب از یک جایی می‌آید. کار به جایی می‌رسد که هندوانه از فرط صادرات دیگر گیر مردم خودمان هم نیاید! یعنی آب را جوری صادر می کنیم که خودمان هم نداشته باشیم!

با تشدید بحران آب هر کسی تصمیم می‌گیرد راه حلی ارایه کند، از جیره‌بندی و گران کردن آب تا انتقال آب و آب شیرین کن! بعضی دیگر در این میان می‌خواهند دریای کاسپین (دریای خزر) را به خلیج فارس وصل کنند. بعضی دیگر دنبال باروری ابرها هستند و بعضی دیگر همچنان دنبال تأسیس سد های جدید!!

مشکل کجاست؟

به نظر مشکل خیلی ساده است. جمعیت متناسب با منابع آب سکنا داده نشده است.

نتایج مشکل چیست؟

این امر در ظاهر خود را به صورت پدیده‌ی کم آبی نشان می‌دهد. پدیده‌ی کم آبی هشداری است برای مردم که آب کمتری مصرف کنند، برای کشاورزان که سطح زیر کشت را کاهش دهند یا محصولات کم مصرف تری بکارند و برای افراد که شهر های کم آب را برای مهاجرت انتخاب نکنند.

مواردی که گفته شد باعث می‌شود تا مصرف آب در نواحی پر آب بالاتر بماند. بدیهی بود اگر قیمت آب در نواحی کم آب تر گران‌تر بود این امر تحقق بهتری می‌یافت.

رسیدن قیمت بنزین به هدف از پیش تعیین شده‌ی هدفمندی یارانه‌ها در اثر کاهش قیمت جهانی نفت اتفاق بسیار جالبی است. این اتفاق موجب می‌شود هدفمندی یارانه‌ها در حوزه‌ی سوخت تقریباً تمام شده به نظر یرسد. انتظار می‌رود افزایش قیمت و واقعی شدن قیمت حامل‌های انرژی چند اثر داشته باشد اما چنانچه گفته خواهد شد بسیاری از این اثرات مانند سربازانی زخمی هستند که فقط می‌توانند خط را حفظ کنند و توان پیشروی ندارند.

علت اول این است که استفاده از تجهیزات بهینه از جمله خودروهای کم مصرف بسیار گران شده است! بگذارید با استفاده از مقیاس به موضوع نگاه کنیم.

اگر قیمت یک اتوموبیل نوی کم مصرف خارجی را با احتساب دلار بازار آزاد ارز تهران حساب کنیم به عددی دست می‌یابیم که همان خودرو در بازار تهران به بیش از دو برابر آن عدد قیمت گذاری می‌شود! حالا اگر قرار باشد یک شهروند در کشورهایی که خودرو در آن‌ها نصف قیمت است با پیمایش مثلاً 100000 کیلومتر به نقطه‌ی سر به سر بازگشت سرمایه خود برسد در ایران امروز این عدد برای او 200000 کیلومتر و بالاتر خواهد بود!

این صد هزار کیلومتر اضافی یعنی حداقل 5 سال! معلوم می‌شود شهروند ایرانی قادر نخواهد بود خودرو را با این قیمت تهیه کند و به بازگشت سرمایه خود امید داشته باشد!

نکته‌ی دیگر واجب الاشاره این است که قیمت دو برابری خودرو در ایران همچنین باعث می‌شود خودروهای ارزان تر و با کیفیت نیز کمتر وارد شوند زیرا فقط در خودروهای گران قیمت تر که لوکس محسوب می‌شوند شانس خوبی برای فروش به موقع خودرو به طبقه‌ی مرفه وجود خواهد داشت.

اما خودروهای داخلی!

باید ببینیم آیا خودروهای داخلی پر مصرف مانند peugeot 405, pars, Roa, Samand مورد نظر ماست؟ یا کم مصرف‌هایی مانند L90؟ باید توجه کنیم علی الاصول اتوموبیل‌هایی مانند peugeot 206 یا پراید نباید در این مقایسه مطرح شوند زیرا هر خودرو باید با کلاس خود مقایسه شود. فرض کنیم با کمی اغماض باز peugeot 206 را در نظر بگیریم. آنگاه زمان بازگشت سرمایه چه قدر خواهد بود؟

موضوع دیگر محدودیت عرضه است محدودیت عرضه باعث می‌شود قیمت بازار آزاد همواره بالا باشد، زیرا گران کردن سوخت تقاضای خودروی نو را بیشتر می‌کند و عدم عرضه کافی باز قیمت را بالا می‌برد و باز زمان بازگشت سرمایه طولانی تر می‌شود.

این چرخه‌ی معیوب مادامی که خودروهای خارجی و داخلی به حالت رقابت آزاد برسند یا حداقل خودروهای داخلی کم مصرف با قیمت مناسب و تعداد کافی عرضه شوند ادامه خواهد یافت.

خواندن این خبر هم خالی از لطف نخواهد بود.